سینما

فیلمنامه- سریال -نقدفیلم-بازیگری

نقد وبررسی تئاترمسئله ای نیست

نقدی بر تئاتر مسئله ای  نیست به کارگردانی آقای مهدی صلاحی-اجرا سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشهر

تئاتر مسئله ای  نیست  یک  سبک خاص نمایشی به  صورت  موزیکال و نمادین  بوده  که کارگردان اثر بنظر چند موضوع  را محوریت  کار خود قرار داده است.ُ موضوعاتی از قبیل:عشق و نفرت-انسانیت وآدمیت و فقر و حقارت و....که با  تضاد بین این  موضوعات  شکل درام  به  نمایش خود داده و پیشتر با با  بازی سمبلیک بازیگزان  نمایش و گاهاْ فضای موزیکال قصه سعی داشته با لایه هایی از طنز خنده تلخی بر لبان مخطبان(تماشاچیان) بچشاند و در حین  خنده تماشاچی بغض کند.آنجائیکه هه  ما آدم  هستیم و هنوز هم  آدم  هستیمُ مسئله ای  نیست ِولی به دور از صفت  انسانیت....می خواهیم  همدیگر را دوست  داشته  باشیم ولی  نمی  توانیم . در این  عصر ماشینی و دنیای مجازی.....اجتماعی  هستیم  اما به دور از اجتماع!... در جایی  دیگر عشق های  خیابانی پوچ و بی اساس ....به  این  موضوعات  ملموسی  که مصداق ونمونه اش را  در اطرافمان همه روز شاهد هستیمُ آقای صلاحی  پرداختی ماهرانه داشته و در پایان فقر و تنگدستی را  دستمایه کارش قرار  داده ....بعضاْ بازیگران  نمایش از  فضای قصه و دیالوگهایشان دور می شوند و گاهی به مسائل و مشکلات و علایق و سلایق شخصی  خود  می پرداختندسپس با نهیب کارگردان یا همان  گارسون به فضای قصه برمی گشتند تا دیالوگهای قصه را  بگویند.این  گریز از فضای قصه مشکلات برخی  از اقشار بی بضاعت جامعه را  به نمایش گذاشته .مشکلاتی  که دامنگیر همه ماآدمها ست.احساس می کنم تئاتر مسئله ای  نیست بیان فضای سیاه زندگی و بیشتر  در ژانر کمدی تلخ و به یک تراژدی نزدیک  می باشد.بدون  اغراق بگوییم  زبان  تئاتر زبان سختی است و هر کس بنا بر ذهنیات شخصی خود نمی تواند برداشتی آزاد از نمایش داشته  باشد.مهدی صلاحی خیلی متفکرانه قصه  را پیش برده  و در نوشتن  نمایش نامه از تاکتیکهای خوب و سمبولیک  استفاده نموده است.حرکات  بدن و دستها حسهایی را  باید به  تماشاچی القا کند.و فرقش با  بازی در سینما و تلوبزیون بسیار فاحش است. در تلویزیون  بازیگر آنقدر  فشار حرکات  سنگین  تئاتر را  متحمل نمی شود و با یک  حرکت زوم  دوربین ری اکشن می دهد و با کاتهای پی در پی به  یک  برداشت نهایی  می رسد ولی  در تئاتر در یک  تایم یک ساعت  ُبازیگر  که سلطان  صحنه است در یک  پرده  یا  دو پرده کارش را با موفقیت  به  اتمام  می رساند که این  حاصل ماهها تمرین وممارست  می باشد و در اثر مهدی صلاحی نتیجه و بازتاب خوبی داشته است. بازی مسعود سیار شاکری که از بدن فوق العاده  انعطاف پذیری برخوردار بوده و بده  بستانهایش با  شخصیت  دختر نمایشنامه  ستودنی بوده است.این  همه  انرژی و انگیزه حاصل یک  تیم  قوی و کارآمد می باشد. از همه مهمتر صحنه  پردازی  و میزانسن صحنه که با  درایت کارگردان  بازیگران از همه  المانهای موجود در صحنه  به  موقع  استفاده  نمودندبسیار جالب بود.شاید این  همه نقد منصفانه برای خوانندگان  کمی اغراق آمیز باشدولی هرکاری یک  نقاط ضعف و قدرتی  داشته و از نقاط ضعف تئاتر مسئله ای  نیست" استفاده  از حرکات  اضافه  بازیگران  بود که بعضاْ کارگردان می توانست با حذف  این  حرکات موضوعات دیگری را  نیز محوریت  اثرش قرار دهد.همه بازیگران  با انرژی کار کردند.تئاتر "مسئله ای  نیست  بیان  تلخ واقعیتهای  جامعه  اطرافمان  بود از هر قشری از افراد جامعه ... شکل درام  قصه همچنان  مستدام  بوده  و قصه از بار معنایی بالایی برخوردار  بوده است.آنجائیکه گارسنی برای درآمدو جذب مشتریان بیشتری دست  به اجرای  نمایشی در رستورانش می زند....بنظر کارگردان  اثر با این  نیت  که۱- مظلوم  و محروم واقع شدن  هنر تئاتر ونمایش۲- گدایی  کردن حق  خود و بی اعتنایی  به  انسانیت انسانها -انجا که دستمزد بازیگران  را  با اکراه با  پرتاب سکه هایی جلویشان بر زمین  می ریزند که نمادی از بی  توجهی-جبر-حاکمیت زور وزر-و در نهایت تاریک  شدن  فضای صحنه-  نمادی از سیاهی بخت آدمهای قصه و به  امید روشنایی دوباره و تکرار روزهای  مشابه روز قبل و زندگی در یک  حالت سکون و سکوت مطلق که جریانی ندارد به  خوبی مشاهده  می شود.۳-آدمهایی  که می  خواهند مثل  فلان هنرپیشه  یا فلان مولف کتاب و... باشندو همه نوع زیبائیها را  که در اطرافشان  می بینند داشته  باشند والحذر....

درمجموع تئاتر "مسئله ای  نیست " کار در خور توجه بوده که حاصل تمرینات  سنگین و نفس گیر کارگردان و بازیگران  نمایش بوده وامید بر آنست موفقیتهای بیشتری را  از این هنرمند ارزنده شهرمان  و تیم  منسجمشان در فستیوالهای کشور ی شاهد باشیم..انشاء ا...

تحلیلی ازمقصود(مسعود بازیاری) 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 18:4  توسط مقصود بازیاری  | 

سریال مختارنامه

 

 

 

 

 

                       تحلیل: مقصود بازیاری

جمعه  شبها شاهد پخش سریالی تاریخی هستیم به نام مختار نامه به کارگردانی داود میرباقری و تهیه  کنندگی  محمود  فلاح که یک  سریال پر هزینه  در رده  الفی سیما می باشد. اثری در خور توجه که همه مخاطبان بی شک  با  قسمت های ابتدایی آن مجذوب شده. مختار نامه که بدواً دورا ن خلافت  معاویه و امامت حسن  بن  علی (ع) را  به  تصویر می کشد.  بی شک با  تفکّر و تحقیق و مطالعه  کتب و متون دینی در نگارش  فیلمنامه تلاش وافری  شده و این نشانه دهنده  تدبیر کارگردان و نویسنده اثر می باشد و در قضاوت  می توانیم  به دیالوگهای پر محتوا  که از بار معنایی بسیار  قوی برخوردا ر می باشد، اشاره  کرد. آنجائیکه عموی  مختار به او می  گوید:"  مختار تویک  نصف روز  توانستی  مدائن را تسخیر کنی که  چرا در رکاب حسن  بن  علی  نمی باشی؟..." و مختار در جوابش  می  گوید:" منطق  من منطق و شمشیر و زور است ولی  منطق پسر علی  منطق و احساس وعاطفه  است"

و این  دو شیوه  متفاوت برای حکومت داری  است که تفکرات  این چنینی در مقایسه با  هم  منافات  دارد. یا در جایی  از ایرانیان و تدبیر وذکاوت آنها که نمونه اش کیان  ،دوست مختار صحبت میشود و نمونه های  دیگر آن  را در صدر اسلام همچون  سلمان فارسی  داشتیم و این  درایت کارگردان  اثر است  که ایرانیان  از  قبل  به خدا و اسلام  و دینداری  و صداقت زبانزد بوده اند و انصافاً خوب به  تصویر کشیده شده  است.

بازی  زیبای فریبرزعرب نیا  در نقش مختار، آنجائیکه مختار سودای خلافت  و پادشاهی  عراق  عرب در سر  دارد و این  بار به  توسط عمرسعد (مهدی فخیم  زاده) وسوسه  می شود. خیلی گیراست.

از نقاط قوت  به بخش فنی سریال نام  برد. تصویری کاملاً شفاف  و بصورت  سینمایی کار شده و تدوین کار و تیتراژ ابتدایی  و پایانی آن  می باشد. مضافاً بر اینکه  استفاده از بازیگران حرفه ای تءاتر و تلویزیون و سینما که به جدّ بازی ماندگارو قشنگی  از خود بجا گذاشته  و باز بر  می  گردیم  به  متن  سناریو که بسیار قوی  می باشد.

در ایران  کارگردانانی چون  میرباقری ، فخیم  زاده ، فتحی  ، از نوادر روزگار ما  در ساخت سریالهای تاریخی می باشند که  بعد از زنده  یاد  علی حاتمی  سعی برآن داشته  تا به  مثل  این  بزرگوار آثار خوبی را  بر جای گذارند که موفقیت  نیز داشتند.

سریال  مختار نامه  با بازی فریبرز عرب نیا د رنقش  کاراکتر مختار -  رضا رویگری {کیان}-اکبر زنجانپور{عموی مختار} مهدی فخیم  زاده {عمر سعد) ماخه چهره خلیلی {جاریه-خواهرناتنی مختار}نسرین  مقانلو(همسر مختار} واستفاده از بازیگران متعدد دیگر که با  بازی  زیبایشان نقش خاطره  می زنند. ما پیش  تر از این  با آثار داود  میرباقری  در  مقام  کارگردان  آشنا بودیم. آثاری  چون امام علی  (ع)-معصومیت  از دست  رفته-و اینک  مختار نامه ...

استفاده از نماها که بیشتر لانگ  شات مدیوم شات  بوده  و ری  اکشنهای بازیگران  بسته  به  فضای قصه   در نماهای کلوز آپ  نماهای بسته از صورت بازیگران  که ری اکشنهای متفاوتی  به  جا  می  گذارند و این سبک  بازی های زیرپوستی حسها را  به  مخاطبان القاء می  کندکه با کاراکترها  سریال همذات پنداری کنند.چهره آرایی و گریم سنگین بازیگران بسیار سنگین بازیگران  از نقاط قوت در بخش فنی می باشد.

چنین  سریالهایی که بی شک یکی  از سریالهای پرهزینه  برای شبکه یک  و مرکز سیما  فیلم  بوده ، قطعاً6تا7 سال بطول  می انجامد و در چندین  لوکیشن با ساخت دکورهای خوب ساخته شده است. و اگر برایش تایم و زمانبندی  پخش بصورتی باشد که تا  محرم  امسال  بسته به  مناسبت قصه، که همانطور  مستحضرید  با  زندگی مختار و تا قیام  امام  حسین  و اینکه نتوانستند در رکاب امام حسین  باشند ودر نهایت با شهادت امام حسین آنها قیام می  کنند ، باشد جذابیت دارد. فعلاً قصه  در دوران  خلافت امام  حسن و فشار برای  پذیرفتن  شرایط صلح و از طرفی مغلطه خوارج  و.... سیر  می کند . سریال مختار نامه شاید به  لحاظ داستان گویی و استفاده از دیالوگهایی  که شاید کمتر درآن زمانها  گفته  شده ، باسریال یوسف  پیامبر فرق داشته  باشد واین  تمایز مربوط می شود به  اینکه  سریال  یوسف  پیامبر از متن  و بطن  قرآن کریم  بیرون آمده با کمترین  دخل و تصرفی...

باید  مخاطبان صبوری پیشه  کنند و این  بار هم با اعتماد به  آقای  میرباقری و کارهای  ایشان به  پای  جعبه  جادویی بنشینند و سریال  را دنبال کنند.شاید کمتر پیش آید یک  سریال  از نقاط ضعفی برخوردار نباشدولی تا به  الان که قصه خوب پیش  می رود.  قطعاً این  بار  هم  داود میرباقری در میان  هیاهوی موافقان  ومخالفان اثر سربلند بیرون می آید واین  را می  توان  در قسمتهای  ابتدایی  سریال  که  تقریباً بصورت  داستانی و اپیزودی  می باشد، ملاحظه نمود.

 

                                     

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 8:44  توسط مقصود بازیاری  | 

جشنواره فیلم فجر

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 17:48  توسط مقصود بازیاری  | 

جشنواره فیلمهای تلویزیونی

 

***هو الجميل***

اكنون  كه به  پايان  جشنواره  فيلمهاي تلويزيوني  رسيده  ايم  بايد  به  عرض برسانم  كه جشنواره  امسال با  تكرار فيلمهاي پخش شده  از سنوات  گذشته  چنگي به  دل  نمي  زد  چرا كه  امسال هم  مي توانستيم  با  استفاده  از همان  فيلماسازان و يلمسازان  نوپا و جوان  ديگر نيز آثار خوبي را  به نمايش مي گذاشتيم  .

طبق برآوردي كه  از مخاطبان شده  فيلمهاي خوب به  لحاظ  كيفيت  محتوي  ودرونمايه  با  قصه  هاي  جذاب  كه  تكرار آن  باعث  شده  است  مخاطبان  را  رنجيده  خار كند كمي  ملال  بر انگيز بود. بهتر بود  تلويزيون  اين رسانه  عظيم  اين  بار كار هاي  جديد و پر مخاطبي را  به نمايش مي گذاشت  تا اينكه  جذب  خاطب  نمايد .  اين بدان  معنا  نيست كه  كارهاي  گذشته  كارهاي خوبي نبوده  و زحمات  اين  عزيزان  را  ناديده  نمي توان  گرفت  لذا  انتقا د بنده  و ديگر كساني  كه  اين  آثار را مشاهده  نموده  اند  مبني بر تازگي و نو بودن  قصه ها  مي باشد. حال  كه  اين  آثار  فژيلمسازان  پخش شده به  استحضار مي رساند كه  به  لحاظ فني من جمله  تصوير برداري  و جلوه  هاي  ويزه  كارهاي اكشني  كه پخش شده  پرداخت  خوبي روي اينگونه  آثار به  لحاظ موقعيتهاي  موجود رد صحنه - استفاده از پلانهايي كه با ري اكشنهاي كاراكترهاي قصه در موقعيتهاي  مختلف بروز  مي  دادند  سنخيت داشته و در كل داستاهها از بار دراماتيكي قوي برخوردار بود. به  اميد  كارهاي بهتر از شبكه  هاي  مختلف سيما  در سالهاي آتي . آزومند موفقيتهايتان: مقصود بازياري

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 14:41  توسط مقصود بازیاری  | 

تصاویری از بازیگران سریال دلنوازان

بازيگران مجموعه روتين دلنوازان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 15:51  توسط مقصود بازیاری  | 

طرح فیلمنامه برای فروش

***IN THE NAME OF GOD***

Scenario idea title (story plan): the unconscious mind

Idea type:police-criminal

Programme model: story-26 programme- episodic-port

Number of Registration:6247/12/12 iran scenario bank

Written by: maghsood baziari

Nationality: Iranian

Telephone number:6243450-0122

Cell phone number:1417-645-0912

e-mail address: maghsoodbaz@yahoo.com and:maghsoodbazi@yahoo.com

Note: this scenario plan(idea) is forsale.Applicant(buyer)in case of necessity can communicate with  plan owner(writer) through the above telephone numbers or

 E- mail addresse.

Introduction:

Make use of hypnotism in police operation is not limited to penetrate into semi-conscious mind offorget ful witnesses or reminding vague memories  of suspects in mysterious events. Hypnotism hs not  a new phenomenon and sometimes is used for curing illnesses.hypnotism hs a state like sleep that is created artificially and during that”case” will be sensitive to inculcations and others orders.”we  inted in this scenario idea to uncouer crimes that criminals or offenders commit in a state of drunkenness or due to the devilish or sensual desires or accommodative reaction of  adolescent schizophrenia and…

names of five persons who had bought new tires of the same size and design are achieved daring a week four of these five men are deleted from a list . the fifth man is “Riter” who has a some experiences of prison.officers enter his house and surprisingly they see a of  1954 model in front of the house.its tires,one of which is new,concord with the design on the womens body(murdered Helen).

I response to guestions,riter confesses that after cashing a chaque he was drinking and cant remember latter events until the next morning .then when he became sober,he found himself in his car that has been parked in a wrong direction of one way road.he says:he remembered nothing and slowly drove to the house and went to bed.After investigathing riters car and finding a small piece of bone of head and a hairpin beneath it ,detectives became sure that they found the womans murderer. They arrested Riter and took his car into custody as a witness.A witness named Ms farber says: she had seen a man like Riter in a restaurant at 12:30 at midnight had been taking with Helen and it was the last time she saw Helen a live.the witness (ms .farber)describes the man in this way:a thin and slim man. With the height of aabout 190 cm thatconcorded exactly with Riters appearance. Perceiving his dangerous situation,the accused called an attorney named Berayan and made him responsible for his defence,ehile invensigation , Riter says to the police that drinking has destroyed his brain and mind ,nd he can’t remember anything .in the court,Berayan with the help of Dr.Martin who has doctorat of psychology tried to uncover a terrifying crime.But a a judy rejected this demand and called hypnotism a lie detector,and by insistences of brayan(attorney)based on the fact  that  his  client don’t remember anything about  the event night, the judge accepted.

Dr.Martin hangs a stone (hajar alghamar) to a thread and tells Riter that focus whole of your attentions and eyes on the stone ,and if the stone moves to the right the answer is positive and if it goes to the left the answer is negative. After these steps and simple questions of his job and address and after same steps,put case in a depth ecstasy until Riter’s semi-conscious is activated.that he put a pencil between Riter’s fingers and orders him to answers his questions on the paper which was under his hand ,and 15 papers of explanations of the event and the whole details of that night and debauch with Helen is

 

 

prepared that Riter gives them to the attorney(BRAYAN).And thah was witness that he

unintentionally commited Helen’s murder.And because Helen couldn’t convince Riter to carry her to her house .Riter drounk and unconscious wasn’t answering her .Helen left the car and went toward gutter of the road and fell in to it.so in spite of the public proseccutor’s demand of death penalty,Brayan has been done his best to convince jury that his client is in nocent and unnounces that when his client  sobered up,Helen walked to her home.In thT State of drunkness,he switch on his car,and although he couldn’t remember he must have passed on Helen’s body that was fell the on the ground in the darkness by car.After returning of the jury to their place ,silence dominated on the count while reading a final verdict of the judge,was broken only by a cry of a murdere’s five –month old girl who was in her mother’s bossom. The jury under influence of the hypnotized accused,announced that murder is of second degree type and unintentionally and madness;and  change the verdict from death penalty to5years imprisonment.

 

 

***END***

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 14:47  توسط مقصود بازیاری  | 

ادمه سکانس فیلمنامه - گناه من

فرهاد(ادامه  می  دهد): باز  افتادم  تو  خطش .اون  شب  شیرین  یکی  از  بسته  ها  رو  پیدا  کرده  بود.  از  سر  شب  هی  گیر  داده  بود.  منم  که تو عالم  خودم  نبودم. کلافه  بودم. شیرین  ازم  پرسید : این  چیه  .انگار خیلی دلش  می  خواست  بگم  اشتباه  کردم . حوصله  نداشتم.  بار دوم  مشتشو جلوم  باز  کرد. بسته  رو  که بو کشیدم ُ خوابوند  تو یه گوشم. خواستم  بسته  رو  از ش بگیرم مقاومت  کردو  بهم  نداد. بسته  رو  انداخت  تو حیاط.

فرهاد( دیوانه وار): ادامه  می  دهد: دیگه نفهمیدم  چی  شد. فقط صدای  جیغشو  شنیدم.  به  خودم  که  اومدم  دیدم  افتاده  تو کف  حیاط.

سرگرد( روبه  فرهاد): ارزششو  داشت؟...

فرهاد( به  سرگرد): وقتی  می  تونم  جواب  سوالتو  بدم  که  تو قرص  خورده  باشی  و من  این  سوالو از  ت بپرسم.

سرگرد با  اشاره به  سرباز دم در  : ایشونو به  باز داشتگاه  ببر!

سرباز  به  سمت  فرهاد می آید  و دست بند به  دست  فرهاد را  به  بیرون  راهنمایی می  کند.

فرهاد  با  نگاهی  از سر  تاسف  به سرگرد ُهمرا ه  سرباز مراقب در  حال  حرکت  می باشد. فرهاد بر  می  گردد و نگاهی مایوسانه به سرگرد می  کند. لحظه  ای  حرکت  می  کند تا دم  در می رود. سپس  بر  می  گردد و به  سرگرد مجدداْ نگاه  می  کند و بغض  می  کند

فرهاد(بغض آلود به  سرگرد): جناب سرگرد شیرین ... شیرین  الان حالش چطوره؟...

سر  گرد با  تاسف  سری  تکان  می  دهد . فرهاد  مضطرب نگاه  از سرگرد بر  می داردو  تلو  تلو  خوران  با سرباز  مراقب  از  اتاق  خارج  می شود.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 18:22  توسط مقصود بازیاری  | 

سکانس فیلمنامه

روز/ داخلی/ اتاق بازجویی

فرهاد (مستاصل به سرگرد): تومهمونیها می  گفتند اینجا  کسی  سیگار وطنی  دود  نمی  کنه ! بیا  بزن  انگ  مهمونیهای  دخترونست.دوشنبه  شب  می آم دنبالت  ها<خوش  میگذره. پول یادت  نره  ها!

فرهاد آهی  می  کشد  و ادامه  می  دهد: از  بهشت زهرا  که اومدم تصمیم گرفتم این  کار کثیفو بذارم  کنار! تا اومدم خونه  دیدم  تلفنم زنگ  می  خوره . باز افتادم  توخطش ....(ادامه  داره)

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 17:46  توسط مقصود بازیاری  | 

بانك اقتصاد نوين

باجه‌هاي بانکداري الکترونيکي بانک اقتصادنوين بيش از 6 هزار تراکنش انجام دادند
تعداد تراکنش‌هاي انجام گرفته توسط باجه‌هاي بانکداري الکترونيکي بانک اقتصادنوين نشان مي‌دهد اين خدمت بانک اقتصادنوين مورد استقبال مشتريان اين بانک قرار گرفته است.
به گزارش روابط عمومي بانک اقتصادنوين، در باجه‌هاي بانکداري الکترونيکي اين بانک در شعب منتخب از زمان آغاز به کار در روز 21 بهمن ماه 1387 تا 28 اسفند ماه سال گذشته و در مدت 30 روز کاري، 6 هزار و 170 تراکنش انجام گرديده که اين تراکنش‌ها از طريق کيوسک‌هاي خدمت‌رسان و پايانه‌هاي شعب باجه‌هاي بانکداري الکترونيکي به مشتريان ارائه شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 18:26  توسط مقصود بازیاری  | 

اسکناس 50000ریالی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 17:24  توسط مقصود بازیاری  |